هیچ دشمنی خطرناک تر از جهل و هیچ جهادی ارزشمند تر از مبارزه باجهالت نیست به همین دلیل اولین درس و اولین پیام قرآن کریم کتاب مقدس مسلمانان توصیه به خواندن و آموختن است و ارزش یک ساعت مطالعه و اندیشیدن، در دین مقدس اسلام برتر از هفتاد سال عبادت است.


آموزش و پرورش از مهم‌ترین اهداف دین مقدس اسلام و بنیادی‌ترین و اساسی‌ترین زیربنای توسعه یک کشور به شمار می‌رود به همین دلیل از اهمیت زیادی برخوردار است. توسعه و پیشرفت یک کشور بدون توسعه معارف ممکن نیست برای غلبه بر فقر اقتصادی اول باید فقر فرهنگی را از بین برد و بزرگترین جهاد مبارزه با جهل و بی‌سوادی است. افغانستان نیز که متأسفانه جزء عقب مانده‌ترین و توسعه نیافته‌ترین کشورهای جهان سومی است برای رشد و ترقی خویش به توسعه معارف و گسترش کمی و کیفی تعلیم و تربیت نیازمند است.
در این یادداشت می‌خواهم به ضعفها و کاستیهای آموزش و پرورش و راه حلهای آن در افغانستان اشاره نمایم. این ضعف‌ها و کاستیها از نظر نگارنده در چند امر نهفته است که به ترتیب بررسی می‌کنیم.
۱. کم توجهی دولت به آموزش و پرورش
اساسی‌ترین مشکل در آموزش و پرورش افغانستان متأسفانه کم توجهی دولت به این امر مهم است و مشکلات دیگر در معارف افغانستان از این مشکل نشأت می‌گیرد و اگر این مشکل برطرف شود مشکلات دیگر نیز رفع خواهد شد. آنگونه که انتظار می‌رفت دولت افغانستان در چندسال گذشته به توسعه معارف توجه نکرده است. وضعیت جنگی افغانستان باعث گردیده است که توجه مسأیل امنیتی در اولویت قرار داشته باشد و توجه دولت مردان را از معارف دور و به مسائل امنیتی معطوف سازد که متأسفانه بیشترین وقت مسئولان و بیشترین بودجه کشور نیز در این راه مصرف می‌گردد.
۲. تقدم رابطه بر ظابطه در استخدام مدیران
تبعیض، بی‌قانونی، تقدم روابط بر ظوابط و عدم شایسته سالاری در استخدام مدیران یکی از معضلات جدی معارف در افغانستان است. مدیران کم سواد و غیر حرفه‌ای در ساختار وزارت معارف و بدنه آن از عوامل اصلی کیفیت پایین سطح آموزش در افغانستان است غنامندی آموزش و بهبود کیفیت آن مستلزم این است تبعیض و پارتی بازی را از سیستم وزارت معارف کنار گذاشته و افراد شایسته به خدمت گرفته شده و در پست‌های مدیریتی وزارت معارف ایفای وظیفه نماید.
۳. کمبود مدارس
کمبود مکاتب در ولایات مختلف یکی از معضلات جدی در معارف افغانستان است در بسیاری از روستاها مردم دسترسی به مکتب ندارند و شاگردان مسافت‌های طولانی را برای رسیدن به مکتب طی می‌کنند. کمبود مکاتب حتی در شهرهای بزرگ باعث ازدحام در کلاس‌ها و صنوف مکتب گردیده است بگونه‌ای که در بیشتر مکاتب دریک صنف حدود ۷۰ الی ۸۰ نفر دانش‌آموز حضور دارد. حجم زیاد دانش آموزان ازیک سو و کمی تایم درسی به علاوه معلمان ضعیف موجب پایین آمدن شدید کیفیت آموزش در افغانستان گردیده است بطوری که شاگردان صنف پنجم و ششم قدرت خواندن و نوشتن ندارند. دولت افغانستان بویژه وزارت معارف با استفاده از کمک‌های جامعه جهانی به اعمار مکاتب جدید و استاندارد اقدام نموده و به رفع این مشکل بپردازد.
۴. معلمان کم سواد
بی‌ثباتی و فقدان امنیت پس از کودتای هفتم ثور ۱۳۵۷ آموزش و پرورش را نیز تحت تأثیر قرار داده و اکثر افراد و معلمان توان مند ناچار به مهاجرت گردیده‌اند در فاصلهٔ سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۱ بویژه در زمان حاکمیت طالبان در اکثر روستاها مکاتب تعطیل بوده و فقط در برخی روستاها و ولسوالی‌ها با کمک سازمانهای بین‌المللی برخی مکاتب به فعالیت ادامه دادند. این مسئله باعث آسیب دیدن جدی آموزش و پرورش در افغانستان گردید؛ و با استقرار نظام جدید در سال ۱۳۸۱ش در افغانستان و فعال شدن مکاتب، آموزش و پرورش با کمبود معلم مواجه شد و این مسئله باعث گردید که وزارت معارف برای رفع این مشکل دست به استخدام گسترده بزند و در این میان حتی کسانی که از سطح سواد پایینی برخوردار بودند استخدام گردیدند و این کار کیفیت آموزشی مکاتب را بسیار پایین آورد. اما با گذشت چهارده سال از عمر نظام جدید شرایط فرق کرده است و جوانانی زیادی از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل گردیده‌اند که دولت با جذب افراد شایسته از میان دانش آموختگان برای معلمی این نقیصه را بر طرف نماید.
۵. معیشت معلمان
یکی دیگر از عواملی که موجب کیفیت پایین آموزش در مکاتب افغانستان حقوق پایین معلمان است. حقوق پایین معلمان موجب می‌شود که آنها تمرکز لازم را برای مطالعه و تدریس نداشته باشند و در ساعات غیر اداری به جای مطالعه به فکر کارهای دیگر برای امرار معاش باشند تا بتوانند مخارج زندگی خویش را فراهم نمایند. توجه به معلمان و افزایش حقوق آنها درکنار آموزش ضمن خدمت می‌تواند در بهبود کیفیت آموزش مؤثر باشد.
۶. ضعف محتوی و ادبیات عامیانه کتابهای درسی
مشکل دیگر در امر آموزش ضعیف بودن محتوای برخی مضامین درسی است. ضعف محتوی در کنار استفاده از ادبیات عامیانه و محاوره‌ای به علاوه اشتباهات زننده املایی و دستوری چیزی است که در برخی از مضامین و کتابهای به وفور یافت می‌شود. به عنوان مثال کتابهای دری و مهارت‌های زندگی برای صنوف ابتدایی از این مشکل رنج می‌برد مضافاً بر اینکه کتاب دری صنف اول ابتدایی برای شاگردان صنف اول سخت است و برای یادگیری و آموزش مناسب نیست. بعد از گذشت یک دهه اکنون زمان آن فرا رسیده است که در تألیف کتابهای درسی تجدید نظر صورت گرفته و از افراد مجرب در این زمینه استفاده گردد و برخی از کتابها از لحاظ ساختار و محتوی تغییر پیدا کرده و گامهای ولو آهسته در کیفیت بخشیدن به امر آموزش برداشته شود.
۷. عدم نظارت صحیح
نبود نظارت کافی و سهل انگاری در امر آموزش یکی دیگر از ضعفهای آموزش و پرورش در افغانستان است. این مسئله باعث گردیده است که معلمان و مدیران مکاتب با خیال آسوده به کار شان ادامه داده و به فکر بهبود بخشیدن به کیفیت آموزش نباشند. نظارت مؤثر بر کار مدیران و معلمان می‌تواند نتایج ثمر بخشی در پی داشته باشد.
۸. فساد اداری و مکاتب خیالی
نهاد آموزش و پرورش نیز متأسفانه مثل دیگر ارگانهای دولتی از گزند فساد اداری در امان نمانده است؛ اداره بازرسی ویژه آمریکا در امور بازسازی افغانستان، (SIGAR) اخیراً در گزارش‌های خود از وجود مکاتب خیالی در افغانستان پرده برداشته است، مکاتبی که وجود خارجی ندارند اما ملیونها دلار بودجه دریافت کرده‌اند. نظارت دقیق دولت می‌توانست از این فساد گسترده جلوگیری نموده و نزدیک ۸۰۰ میلیون دلار بودجه که برای مکاتب خیالی مصرف گردیده را صرف توسعه و اعمار مکاتب جدید می‌نمود که دراین صورت خیلی از مشکلات آموزش و پرورش کاهش پیدا می‌کرد امیدوارم در آینده با نظارت بیشتر و دقیق تر از بروز این گونه فسادها پیش گیری شود.
-سید میرزاحسین احسانی

BLOG COMMENTS POWERED BY DISQUS