یکی از واژه‌هایی که در قرن اخیر وارد زبان و ادبیات فارسی شده است واژۀ روشنفکر است. از آنجا که مفهوم روشنفکر برای بسیاری از افراد جامعه روشن نیست غالبا به افرادی اطلاق می‌شوند که هیچ یک از مؤلفه‌های روشنفکری در آنها وجود ندارد

و حتی گاهی بر ضد آن به کار رفته است! زیرا روشنفکر انسان اندیشمندی است که در خصوص واقعیات جامعه درگیر است و هدفش ارائه راه کارهایی برای رفع و حل مشکلات هنجاری جامعه توسط گفتمان در حوزه عمومی و کسب اقتدار از افکار عمومی می‌باشد.
از این رو لازم دیدیم کنکاشی در مورد معنا، مفهوم و مصداق این واژه داشته باشیم و معنای آن را روشن سازیم تا آن را بر مصادیق درست آن به کار ببرند و از اطلاق آن به افرادی که این ویژگی‌ها را ندارند بپرهیزند.
متأسفانه در نزد مردم عوام و افراد کم سواد اصطلاح روشنفکر به افرادی هنجار شکن و منتقدان باورها و اعتقادات دینی مردم به کار می رود در حالی که معنا و مصداق روشنفکر چنین نیست.
معنای لغوی
واژه «روشنفکر» در زبان فارسی، معادل واژه Intellectuel در زبان فرانسوی، aufklarer در زبان آلمانی، intelligentsia و enlightenment در زبان انگلیسی و واژه های متنوّر، متنوّر العقل، مفکّر و مثقّف در زبان عربی است. در ادبیات فارسی واژه «روشنفکر» کلمه ای است مرکب از دو واژه «روشن» و «فکر» که ترکیبی وصفی به حساب می آید. در این ترکیب وصفی، واژه «روشن» به عنوان وصف، و واژه «فکر» به عنوان موصوف به کارفته است. در لغتنامه دهخدا نیز به نقل از فرهنگ فارسی معین آمده است که روشن فکر، صفت مرکب است و معنای (لغوی) آن عبارت است از: «کسی که دارای اندیشه روشن است»
واژه «روشنفکر» واژه ای وارداتی است که ریشه در زبان و فرهنگ اروپایی دارد. معروف ترین معادل این واژه در زبان های اروپایی واژه «انتلکتوئل Intellectuel» است که بسیاری از محققین، ریشه اصلی روشنفکر را همین واژه فرانسوی دانسته اند. این واژه در زبان فرانسه برگرفته از واژه «انتلکت» به معنای قوة عقلی است. این واژه قرن ها با توجه به ریشه لاتینی اش، به معنای وصفی و به عنوان صفت و به معناهای «عقلی»، «عقلانی»، «فکری» و «اندیشمندانه» به کار می‌رفت، و در زبان های اروپایی برای بیان مواردی چون «کارفکری»، «تصمیم عقلانی» یا «نظریه ای اندیشمندانه» از آن استفاده می‌شد.
معنای عام
در معنای عام، روشنفکر به کسی اطلاق می‌شود که دارای فکر و نگاه روشن و نو و آگاه به زمان می‌باشد و متفکرانه، معقول و دور از تعصبات و احساساتِ غیر معقول، فکر و عمل می‌کند. در فرهنگ معاصر فارسی نیز روشنفکر به شخصِ «دارای بینشی آگاهانه، منطقی و دور از خرافه و تعصب» تعریف شده است. اولین معنای متبادر به ذهن از واژه «روشنفکر» همین معناست. به همین جهت هم در تصور عمومِ افراد، «روشنفکر» معنایی مثبت و مطلوب دارد و روشنفکری یک نوع امتیاز و افتخار به حساب می‌آید.

معنای خاص
درمعنای خاص، «روشنفکر» به کسی اطلاق می شود که دارای سطح فکری و هوشی نسبتاً بالاست و فعالیت فکری و علمی انجام می دهد. معادل انگلیسی egghead به معنای افراد باهوش و متفکر (حزب) یا کسانی که مغز خود را به کار می گیرند، به همین معنا می باشد. تعریفی که ریمون آرون، جامعه شناسی فرانسوی، راجع به روشنفکری دارد نیز بر اساس همین معناست.
معنای اخص
به معنای اخص، کسانی روشنفکر هستند که دارای توان فکری و علمی در حد عالی هستند و خواهان نوگرایی، ایجاد تحول در جامعه، پیشرفت کشور و خدمت به ملت و فرهنگ خویش می‌باشند و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کنند.
تعریفی که مرحوم دکتر شریعتی از روشنفکر ارائه می‌دهد، نیز تحت این مفهوم از معانی روشنفکر قرار می‌گیرد. وی ضمن انتقاد از ترجمه انتلکتوئل به روشنفکر در ایران معتقد است که انتلکتوئل اشاره به افرادی است که کار مغزی و فکری می‌کنند. اما روشنفکر ممکن است کار بدنی هم انجام دهد. وی معتقد است روشنفکر یعنی کسی که دارای فکر روشن و باز است. افرادی که محدود و متوقف نیستند، منجمد نمی اندیشند، روشن و باز فکر می‌کنند، زمان، موقعیت خود و وضعیت کشور را درک می‌کنند و می‌توانند تحلیل و استدلال کنند، روشنفکر انسانی است که به وضع اجتماعی و به جایگاه خود آگاه است و این صفات موجب تعهد و مسئولیت او می‌شود.
در جهان اسلام بویژه در افغانستان مردم درک درستی از مفهوم روشنفکر ندارند و آن را به افرادی اطلاق می‌کنند که هیچ یک از ویژگی‌ها و مؤلفه‌های روشنفکری را ندارند و تعریف روشنفکر بر آنها صدق نمی‌کند زیرا در تعریف روشنفکر این واژه به کسی اطلاق می‌شود که دارای فکر و نگاه روشن و نو و آگاه به زمان می‌باشد و متفکرانه، معقول و دور از تعصبات و احساساتِ غیر معقول، فکر و عمل می‌کند. در فرهنگ معاصر فارسی نیز روشنفکر به شخصِ «دارای بینشی آگاهانه، منطقی و دور از خرافه و تعصب» تعریف شده است.
روشنفکر افغانستانی نیز مانند مفاهیم دیگر تقلبی است و بی دینی، هنجارشکنی، لاابالی‌گری و ضدیت با باورها و اعتقادات مردم نماد روشنفکری شده است. روشنفکر افغانستانی شرشار از احساسات و تعصب است؛ تعصبات قومی، زبانی، مذهبی و جناحی؛ در حالی که روشنفکر انسان روشن بین دارای فکر باز و فارغ از احساسات و تعصب است. همانگونه که در افغانستان احساسات بر عقل و خرد غلبه دارد و عقلانیت در تصمیم گیری‌ها و موضع‌گیری‌ها بر عقل غلبه دارد مدعیان روشنفکری نیز از این قاعده مستثنا نیستند و تازه از عوام هم بدتر اند و تعصبات و تنفر تباری، زبانی و جناحی را همین افراد دامن می‌زنند

BLOG COMMENTS POWERED BY DISQUS