بیش از 4 دهه از بحران و جنگ داخلی در افغانستان می‌گذرد و این بحران به یک زخم چرکین، سرطانی و غیر قابل درمان بدل گشته است.

پس از کودتای 7ثور/اردیبهشت 1357 و سرنگونی حکومت سردار محمد داود خان که افغانستان ثبات و امنیتش را از دست داد و وارد بحران گردید و اعتراضات مردمی علیه حکومت کمونیست‌ها شروع شد و دولت به سرکوب شدید معترضان پرداخت. سرکوب مردم با خشونت تمام بحران را عمیق تر نمود و با اشغال افغانستان از سوی شوری این بحران شدید شد و جنبۀ بین المللی هم پیدا کرد و زمینه مداخلات بیگانگان بخصوص کشورهای غری و پیمان ناتو را در افغانستان فراهم ساخت.
انتظار می رفت پس خروج ارتش شوروی از افغانستان این بحران ختم شود اما بر خلاف انتظار مردم بازهم در اثر مداخلات بیگانگان و اصرار مجاهدین بر سرنگونی دولت کابل به رهبری دکتر نجیب الله احمدزی و بی‌اعتنایی به طرح صلح 5 فقره‌ای بنین سیوان نماینده وقت سازمان ملل در امور افغانستان، نسیم صلح بر این سرزمین نوزید و بازهم جنگ داخلی و بحران ادامه یافت. تا اینکه دولت داکتر نجیب الله نیز در ماه ثور/اردیبهشت 1371 سقوط کرد و رهبران احزاب جهادی پیروز مندانه وارد کابل شدند و دولت یک شبه‌ای ساخت پیشاور با دست پخت نواز شریف به ریاست مرحوم صبغت الله مجددی کنترل امور را در دست گرفت.
با سقوط دولت دکتر نجیب الله و پیروزی مجاهدین مردم افغانستان به شادی پرداخته و امیدوار گردید که در سایه یک دولت اسلامی صلح و امنیت پایدار در کشور حاکم گردد و مهرپایان بر بحران و جنگ داخلی افغانستان کوبیده شود. اما متأسفانه خوشحالی مردم دوام زیادی پیدا نکرد و احزاب جهادی پای شان به کابل نرسیده جنگ بر سر قدرت را شروع کردند و هرحزبی برای گرفتن سهم بیشتر با احزاب دیگر وارد جنگ شدند و در نتیجه شهر کابل به ویرانه تبدیل شد و صدها هزار کابلی آواره و ده ها هزار نفر دیگر هم جان باختند و قربانی قدرت طلبی احزاب جهادی گردیدند. و در نتیجه با پیروزی مجاهدین بحران افغانستان نه تنها پایان نیافت بلکه شدید تر هم شد و با ظهور گروه طالبان در پاییز سال 1373 این بحران وارد مرحله جدیدی گردید که تا کنون ادامه دارد و حتی کنفرانس بن و حضور امریکا و نا تو هم نتوانست برای مردم افغانستان صلح به ارمغان بیاورد.
اکنون پس از 20سال حضور نظامی امریکا و پیمان ناتو در افغانستان قرار است کنفرانسی 10 روزه به ابتکار ایالات متحده امریکا تحت رهبری سازمان ملل و میزبانی ترکیه با اشتراک طرفهای درگیر در جنگ افغانستان و با حضور کشورهای همسایه و قدرتهای بزرگ جهانی برای بحران 42ساله‌ای افغانستان در شهر استانبول ترکیه برگزار شود تا طرفهای درگیر در جنگ افغانستان با همدیگر صلح کرده و نظام جدیدی را برای آینده افغانستان پایه ریزی نمایند.
براساس گزارش رسانه‌ها مدت زمان این کنفرانس 10 روز تعیین شده است که برای حل بحران طولانی مدت با ریشه های متعدد و عوامل مختلف زمانی بسیار کم است. زیرا جنگ داخلی افغانستان عوامل مختلف و ریشه‌های گوناگون دارند که در ده روز قابل حل نیست.
مردم افغانستان صلح پایدار و عادلانه می‌خواهد نه صلح عجولانه و سازش مصلحتی بر سر تقسیم قدرت. صلحی که همه اقوام افغانستان خود را در نظام آینده صاحب جایگاه متناسب و درتصمیم گیری‌های کلان ملی شریک بداند.
مهم ترین عامل داخلی جنگ داخلی افغانستان انحصار قدرت در دست یک قوم و تبعیض سیستماتیک در حق سایر اقوام ساکن افغانستان است. تبعیض قومی، زبانی، مذهبی و سمتی مانع ملت سازی در افغانستان شده و فاصله میان اقوام افغانستان را بیشتر کرده است. بنابراین برای استقرار صلح پایدار و عادلانه تمام ریشه ها و عوامل بحران افغانستان شناسایی و برای همیشه حل و فصل گردد و در ساختار نظام آینده زمینه هرنوع انحصار قدرت و تبعیضات قومی، زبانی، و مذهبی از میان برداشته شود.
عجله در پروسه صلح و تعیین ساختار نظام سیاسی آینده افغانستان بدون پرداختن به ریشه‌ها و عوامل بحران افغانستان و حل دایمی آنها موجب استقرار صلح دایمی نخواهد شد. در کنفرانس استانبول باید مسأله افغانستان بگونه ریشه‌ای حل شود و مسأله هویت‌های قومی و ملی و مسأله زبان و مشارکت در تصمیم گیری های کلان حل و فصل شود و حقایق موجود فدای مصلحت به خاطر آوردن صلح نشود.
ما تجربه صلحی عجولانه و مصلحتی را در کنفرانس بن داریم که نتوانست بر بحران افغانستان خاتمه داده و صلح پایدار را در کشور حاکم سازد. آقای کرزی و تیم همکارش پس از تثبیت قدرت خود به سمت افزایش قدرت یک قوم و کاستن از قدرت اقوام دیگر نمود.
پروسه حذف اقوام دیگر از بدنه دولت در دوره آقای غنی باشدت بیشتر دنبال گردید و برخی تبعیضات را با صدور فرمانهای تقنینی رسمی ساخت به طور نمونه مسأله سهمیه بندی کنکور و استخدام در ادارات دولتی و مسأله تذکره الکترونیکی و تحمیل هویت قومی بر همه شهروندان افغانستان و چاپ پول (اسکناس) و حذف زبان فارسی از پول ملی همه و همه در راستای تداوم سیاست تبعیض آمیز سه قرن گذشته است.
مردم افغانستان برای رسیدن به یک نظام عادلانه و مشارکت در تصمیم‌گیری‌های کلان ملی و رفع تبعیض‌های قومی، زبانی و مذهبی که در گذشته وجود داشت جهاد کرده و صدها هزار شهید تقدیم کرده است حاضر نیست که بازهم سیاست های تبعیض آمیز گذشته را بپذیرد. بنابراین باید تمام مسائل به صورت ریشه‌ای حل شود و حل ریشه‌ای بحران افغانستان زمانبر است و ده روز بسیار کم است.

 

BLOG COMMENTS POWERED BY DISQUS