در آستانه کنفرانس صلح افغانستان در شهر استانبول ترکیه جناح‌های مختلف طرحی را برای استقرار صلح در افغانستان و ساختار سیاسی آینده کشور ارئه کرده است.

براساس اعلام شورای عالی مصالحه حدود 30 طرح صلح به این شورا رسیده است و شورای عالی مصالحه نیز شورای 15 نفره را به ریاست محمد یونس قانونی مأمور یکی سازی طرح های مختلف صلح کرده است تا با ملاحظه و بررسی طرح‌های مختلف طرح واحدی را که در برگیرنده دیدگاه همه طرفها باشد از دل این طرح ها بیرون کشیده و به کنفرانس استانبول به عنوان طرح طرفداران جمهوریت ارائه نماید.
نکته حایز اهمیت که در هرطرح صلحی آگاهانه یا نا آگاهانه مورد غفلت قرار گرفته است شناخت عوامل و ریشه‌های اصلی بحران افغانستان و ارائه راهکارهای مناسب برای حل آنها است که باید جدا مورد توجه قرار گیرد تا صلح پایدار و ثبات دایمی در افغانستان استقرار یابد. هرنوع طرح صلحی بدون شناخت عوامل و ریشه های بحران طولانی مدت افغانستان و چاره اندیشی برای حل آن محکوم به شکست خواهد بود.
بزرگترین عامل بحران و جنگ داخلی افغانستان انحصار طلبی، برتری جویی قومی، تبعیض و بی‌عدالتی در حق اقوام افغانستان از سوی دولت مردان قوم حاکم است. قومی که در 300 سال گذشته انحصار قدرت را در افغانستان در دست داشته و با سوء استفاده از قدرت و حکومت به تضعیف و سرکوب و غصب زمین‌های اقوام غیر پشتون پرداخته و هرنوع ظلم، تبعیض و بی عدالتی را در حق مردم اقوام غیر پشتون روا داشته است.
پس از کنفرانس بن و تدوین و تصویب قانون اساسی و استقرار نظام مبتنی بر رأی مردم انتظار می رفت که این روند متوقف شده و تبعیض و بی عدالتی از بین رفته و شایسته سالاری در استخدام و اشغال مناصب دولتی مد نظر قرار بگیرد اما بازهم سنت تبعیض قومی ادامه یافت و پروسه تضعیف و حذف اقوام دیگر از بدنه نظام و مراکز تصمیم گیری ادامه یافت و موجب دلخوری و اعتراضات مردم اقوام دیگر شدند.
تبعیض و بی‌عدالتی در همه عرصه‌ها ادامه یافته و اعمال گردید از استخدام در ادارات دولتی گرفته تا پروژه های بازسای و سهمیه بندی کنکور و... انواع تبعیض‌های قومی، زبانی و مذهبی اعمال گردید. تحمیل هویت یک قوم بر اقوام دیگر در پروسه توزیع تذکره‌های الکترونیکی بی‌توجهی به بازسازی مناطق مرکزی با وجود امنیت در این مناطق نمونه های بارزی از تداوم تبعیض و بی‌عدالتی در افغانستان است.
در طول 20 سال از عمر نظام جدید هیچ پروژۀ مهم بازسازی جهت توسعه و آبادانی مناطق مرکزی اختصاص نیافته و انجام نگرفته است و این مسأله موجب نارضایتی شدید مردم از حکومت شده است و فاصله میان مردم و حکومت را بیشتر کرده است و شکاف عمیقی میان مردم و حکومت ایجاد کرده است.
انحصار قدرت در دست یک قوم با دست بردن در انتخابات برای تداوم حکومت تک قومی و حذف تدریجی اقوام دیگر و تدارک انواع توطئه برای اکثریت سازی و اقلیت سازی و تداوم شیوۀ 300سال گذشته برای نادیده گرفتن اقوام دیگر و اعمال تبعیض در حق مردم افغانستان زمینه هرنوع صلح پایدار و ثبات دایمی را از بین خواهد برد.
در صورتی که در طرح های صلح مختلف و کنفرانس استانبول این مسائل بازهم نادیده گرفته شود و به عوامل اصلی بحران افغانستان پرداخته نشود و عجولانه صلح مصلحتی را بدون در نظرداشت عوامل اصلی بحران و ایجاد ساختار ناقص سیاسی بدون ضمانت عدالت اجتماعی و رفع تبعیض و مشارکت واقعی مردم در تعیین سرنوشت خویش و سهم گیری در تصمیم گیری و ایجاد ساختار سیاسی فراقومی و همه شمول براساس انتخابات آزاد و شفاف و بدور از تقلب بر مردم افغانستان تحمیل گردد نتیجه آن استقرار صلح دایمی نخواهد بود.
تحقق عدالت اجتماعی و به رسمیت شناختن یک افغانستان چند قومی و همدیگر پذیری بدون برتری جویی و تبعیض قومی و زبانی و برخورداری همه اقوام افغانستان از حقوق اجتماعی برابر تنها و تنها راه حل بحران افغانستان و استقرار صلح و ثبات دایمی در کشور است وگرنه در غیر این صورت نه حکومت موقت و انتقالی و نه انتخابات زود هنگام و نه تقسیم قدرت میان حکومت و طالبان موجب استقرار صلح و ختم بحران طولانی مدت افغانستان نخواهد گردید.

BLOG COMMENTS POWERED BY DISQUS