کشور پاکستان از بدو تأسیس سیاست خصمانه را در قبال افغانستان اتخاذ کرده است و در طول حیات سیاسی این کشور توطئه‌های گوناگونی را علیه مردم افغانستان روی دست گرفته و اجرا کرده است.


پس از پیروزی مجاهدین بر دولت کمونیستی افغانستان در سال 1371ش، و روی کار آمدن دولت اسلامی افغانستان در کابل به ریاست مرحوم صبغت الله مجددی و مرحوم برهان الدین ربانی انتظار می رفت پاکستان در سیاست هایش در قبال افغانستان تجدید نظر نماید و با کنار گذاشتن خصومت راه دوستی با افغانستان را در پیش بگیرد. اما متأسفانه چنین نشد و اسلام آباد همچنان راه گذشته را در پیش گرفته و دست از توطئه علیه دولت و مردم افغانستان بر نداشت و با حمایت از برخی احزاب جهادی آتش جنگ داخلی در افغانستان را شعله ور نمود و کابل پایتخت افغانستان در اثر این جنگها به ویرانه تبدیل گشت.
پس از ناکامی حزب اسلامی به رهبری گلب الدین حکمتیار در برابر دولت وقت افغانستان پاکستان توطئه دیگری را طرح ریزی و به مرحله اجرا گذاشت و آن هم تأسیس گروه طالبان بود. سازمان اطلاعات ارتش پاکستان آی اس آی با سوء استفاده از عقاید و احساسات مذهبی طلاب علوم دینی‌ افغانستانی که در مدارس مذهبی پاکستان بویژه مدرسه حقانی درس می‌خواندند اقدام به تأسیس گروه طالبان نمود و در پاییز 1373 آنها را مسلح کرده و از مرز اسپین بولدک در قندهار وارد منازعه افغانستان کرد.
تحریک طالبان با شعار برقراری صلح و امنیت توانست در مدت کوتاهی کنترل ولایات جنوبی افغانستان را به دست بگیرد و پیش روی به سمت کابل پایتخت افغانستان را آغاز نماید. طالبان که تا قبل از رسیدن به دروازه های کابل شعار صلح و استقرار امنیت و خلع سلاح گروه‌های شر و فساد را سر می دادند و مدعی قدرت نبودند با رسیدن به دروازه‌های کابل مدعی قدرت شدند و با دولت افغانستان برای تصاحب قدرت وارد جنگ گردید که طی دو سال جنگ با نیروهای دولتی افغانستان با حمایت ارتش پاکستان توانست کنترل کابل پایتخت افغانستان را به دست گرفته و امارت اسلامی خود شان را حاکم سازند.
پس از سرنگونی طالبان در سال 2001 و تشکیل کنفرانس بن و ایجاد نظام جدید در افغانستان باز هم انتظار این بود که اسلام آباد سیاست خصمانۀ خود در قبال افغانستان را رها ساخته و وارد تعامل سازنده با دولت افغانستان شود.
اما باز هم پاکستان سیاست دوگانه را در قبال افغانستان در پیش گرفته و به خصومت علیه مردم و دولت افغانستان ادامه داد و کماکان سیاست کج دار و مریز خویش را تداوم بخشید. از یک سو دولت افغانستان را به رسمیت شناخته و رابطه دیپلماتیک برقرار کرد و از سویی دیگر با تجهیز و تمویل طالبان به جنگ علیه دولت افغانستان و زنده نگه داشتن جنگهای داخلی تلاش ورزید.
پس از شروع مذاکرات دولت افغانستان با گروه طالبان بارها مقامات پاکستانی به کابل سفر نموده و خود را طرفدار صلح و ثبات در افغانستان نشان داده و خواستار رابطه نیک و دوستانه با دولت افغانستان شده است ولی درعین حال به حمایت سیاسی و نظامی از گروه طالبان نیز پرداخته است. این سیاست دوگانۀ پاکستان موجب شد که مذاکرات صلح افغانستان در دوحه قطر با بن بست مواجه شود زیرا گروه طالبان هیچ نوع فشاری را بر خود برای جدی گرفتن مذاکرات صلح احساس نکرد و با پشت گرمی پاکستان به زیاده طلبی خود اصرار ورزید تا این مذاکرات به شکست مواجه شود.
اکنون که در آستانه نشست استانبول و خروج نیروهای خارجی از افغانستان قرار داریم شاه محمود قریشی وزیر خارجه پاکستان سفر منطقه ای خویش را برای لابی گری به کشورهای عربی و جمهوری اسلامی ایران آغاز کرده است تا در کنفرانس استانبول از موضع پاکستان و طالبان حمایت نماید.
پاکستان مطمئن است از طریق نظامی طالبان نمی تواند پیروز میدان در افغانستان باشد و قادر نیست دولت افغانستان را شکست بدهد از اینرو سعی می کند از طریق دیپملماتیک کشورهای منطقه و جهان را با خود همسو نموده و راه رسیدن به قدرت را برای طالبان هموار نماید.
مقامات پاکستان باید موضع خود را در قبال افغانستان روشن سازد و سیاست و بازی دوگانه را کنار بگذارد و مشخص بسازد که خواستار دوستی با دولت و مردم افغانستان است یا همچنان با تدوام سیاست دوگانه به دشمنی با افغانستان ادامه می دهد و در کنار دشمنان مردم ما قرار می ایستد؟
مقامات اسلام آباد باید بداند که بازی با آتش و شعله ور نگهداشتن جنگ در افغانستان دامن پاکستان را نیز خواهد گرفت و نا امنی به این کشور نیز سرایت خواهد کرد. پاکستان کشوری بسیار آسیب پذیر است هم افراط گرایان مذهبی در این کشور نفوذ زیادی دارد و هم اختلافات قومی در این کشور وجود دارد و بلوچ‌ها و پشتون‌های پاکستان با دولت مرکزی این کشور که عمدتا در دست پنجابی ها است اختلافات شدید دارند و این مسأله برای پاکستان خطر ناک است و می تواند عامل بی ثباتی پاکستان شود و این کشور را نیز به سمت جنگهای داخلی ببرد.
دولت افغانستان نیز به جای طالبان باید با کستان وارد مذاکره مستقیم شود و تمام اختلافات موجود میان دو کشور را حل و فصل نماید. تا زمانی که اختلافات پاکستان و افغانستان حل نشوند پاکستان به حمایت از گروه‌های نیابتی خود ادامه داده و موجب بی‌ثباتی و تضعیف افغانستان می‌شود. طالبان بازیچه ای بیشتر نیست و در صورت قطع حمایت پاکستان از این گروه طالبان قادر به ادامه حیات نخواهد بود.
بهتر است قبل از نشست استانبول دو کشور در یک نشست مستقیم به حل اختلافات تاریخی و سیاسی خود پرداخته و آن را حل و فصل نمایند و دولت افغانستان اهمیت امنیت و ثبات در افغانستان را به مقامات پاکستانی تفهیم نماید که امنیت افغانستان هم به نفع ثبات پاکستان است و هم به نفع اقتصاد بیمار این کشور و پاکستان بهتر است با کنار گذاشتن سیاست دوگانه دست دوستی به سوی افغانستان دراز نماید و بیش از این موجب نا امنی در افغانستان نشود.

 

BLOG COMMENTS POWERED BY DISQUS